وکیل نفقه در مشهد
فهرست مقالات

علل افزایش میزان مهریه در عصر حاضر

بررسی­ ها نشان می­ دهد که افزایش نامعقول مهریه پدیدة نسبتاً جدیدی است. مقالات و بحث و گفتگوها در خصوص افزایش مهریه سابقة طولانی ندارد. از این رو باید عوامل افزایش مهریه و تبدیل آن به یک مسأله اجتماعی در ایران را در سال­های اخیر جستجو کرد. نتیجه بررسی سمینار بین المللی مطالعات خانواده در مورد سنگینی مهریه و انحراف آن از مسیر طبیعی نشان می دهد که ازدواج با مهریه سنگین، اکنون بیش از پیش افزایش یافته­ است. بین سال­های ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵ تقریباً سه برابر شده است و برعکس میزان ازدواج­ها با مهریه­ های پایین به همان نسبت پایین آمده است. این مطلب نشان می دهد که از سالهای ۱۳۳۰ به بعد مهریه­ ها شروع به افزایش کرده است و لذا سابقه ای ۵۰ ساله دارد که برخی از علل این افراط و تفریط عبارتند از:

ـ برخی از دختران و وابستگان آنها مهریه سنگین را موجب فخر فروشی و مباهات و بزرگی می­دانند و به خصوص پدران و مادران آنها برای تعیین مهریه سنگین درمقابل دامادو خانوادة او پافشاری می­کنند.
ـ مسأله چشم هم چشمی یکی دیگر از دلایل افزایش مهریه است.
ـ بررسی آمارهای ازدواجها نشان می دهد که سطح تحصیلات زن و شوهر در میزان مهریه نقش مهمی دارد. به ندرت اتفاق می افتد که زنان بی سواد مهریه­ ای در ازدواج خود تعیین نکنند و در میان این طبقه، میزان مهریه بسیار کم است مطابق تحقیقی که درسال ۱۳۴۸ انجام شده است هشتاد درصد ازدواجهای زنان بیسواد از پنج هزار ریال تجاوز نمی­ کند و به طور مستقیم رابطه ای بین سواد زن و مبلغ مهریه وجود دارد و اما مهریه زنان تحصیل کرده از پانصد هزار ریال غالباً تجاوز می­ کند و گاهی به یک میلیون ریال می­رسد.
ـ بعضی از خانواده ها زیادی مهریه را به ­عنوان بالاترین حربه برای محدود کردن اختیارات مرد به­ کار می­ برند.

به­ طور کلی می توان عوامل افزایش مهریه در عصر حاضر را در چند مورد می­ توان خلاصه کرد:

ـ نسیه بودن مهریه

علیرغم ضعف توان اقتصادی و تمکن مالی مردان در پرداخت مهریه، لکن به جهت تلقی نادرست مردان از فلسفه وجودی و وضعیت حقوقی مهریه و تسامح اکثر زنان در مطالبه و اخذ آن، همچنان میزان مهریه به طور بیرویه افزایش می یابد، اکثریت جامعه معتقدند که مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته است؟ به همین دلیل این حق مالی را هیچ می انگارند و جز در موارد استثنا و اضطرار همچون طلاق بدان توسل نمی جویند. اگر آنگونه که ماهیت حقوقی مهر اقتضا دارد، در عرف معمول می گردید و مردان نسبت به پرداخت آن بدون هرگونه احتمال بخشش، خود را متعهد می دانستند، در پذیرش میزان زیاد مهریه، آن چنان رغبت نشان نمی دادند.
برخی محققان، زیادی مهریه را تمهیدی برای استحکام بنیان خانواده و ارتقای محبوبیت زن در نزد مرد می دانند. قطع نظر از درستی یا نادرستی، مطالعات نشان می دهند که مهریه های سنگین بزرگترین مانع رهایی از تنگناهای زندگی ناموفق است و موجب یأس از امکان رهایی و اتخاذ سیاست سوختن و ساختن می شود.

ـ غلبه روحیات اقتصادی و نگرشهای مادی

یکی از علل افزایش مهریه، وقوع تغییراتی در نظام باورها، نگرشها، رفتارها، انتظارات و ترجیحات اکثر افراد جامعه است که به تبع ناشی از تغییرات کلی در نظام اجتماعی و ارزشها و هنجارهای حاکم بر جامعه می باشد.
به مقتضای این تبیین، اشتغالات برون خانگی زنان و امکان ایفای نقشهای متنوع در عرصه های اجتماعی و دریافت پاداشهای مناسب، آنان را بیش از پیش به ارزش استعدادها، کارایی ها و نقشایشان متوجه نموده است. این خودآگاهی، زنان را همانند مردان، سوداگر و محاسباتی می نماید. بنابراین آنچه زن و وابستگان او را به مطالبه مهریه زیاد بر می انگیزد،عدم تفاوت روشن میان دو محیط کار و خانه است.
برخی از طرفداران حقوق زن معتقدند میتوان از مهریه­ های سنگین در راستای توسل به ثروت و سرمایه­ گذاری استفاده جست، چرا که راههای دسترسی به ثروت برای مردان و زنان متفاوت است و درخواست مهریه زیاد یکی از این راههای استقلال اقتصادی زنان است. اساس دیدگاه­ هایی از این قبیل، رقابت با مردان در دستیابی به منابع مادی است، چنانچه زنان از این شیوه نیز نتوانند خواسته های خود را برآورده کنند، به شیوه­ های دیگر متوسل می­ شوند. الگوبرداری از غرب و در نتیجه تقلید از سبک زندگی آن­ها منشأ چنین نگرش­هایی گردیده­ است.
از سوی دیگر به ­وجود آمدن امکان تحرک اجتماعی و ایجاد فرصت­های جدید برای زنان، استقلال نسبی اقتصادی را برای برخی از زنان فراهم نموده است. کما اینکه درجوامع نیمه باز که تاحدی تحرک اجتماعی امکان دارد، با وقوع تحولات و اصلاحات اجتماعی،سیاسی و اقتصادی، جابجایی پایگاهی فراهم گردید و زنان نیز توانستند به موقعیتهای شغلی دیگری دست یازند و به لحاظ مالی به استقلال برسند. اشتغال بیرون از خانه و امکان ایفای نقشهای متعدد در عرصه اجتماعی و دریافت پاداشهای متناسب، پیامدهای اجتماعی و روانی برای زنان به وجود آورد و آنان بیش از همیشه به توانمندیها، خلاقیتها و امکان ایفای مسؤلیتها توسط خویش پی بردند.
به تدریج با گذشت زمان کارهای بیرون از خانه و داشتن شغل اجتماعی، (نه به عنوان وسیله کسب درآمد و امرار معاش) ارزش ظاهری پیدا کرد و خانه­ داری و ایفای نقش همسری در نزد زنان ارزش سابق خود را از دست داد. از طرف دیگر عده­ ای از زنان به دلیل برخورداری از استقلال نسبی اقتصادی توانستند در هنگام تنش در خانواده، ترک خانه را بر تحمل مشکلات آن ترجیح دهند، به تدریج این ذهنیت به وجود آمد که استقلال مالی زنان در مواقعی می ­تواند کارساز باشد. بدین جهت در صورت عدم اشتغال و استقلال اقتصادی، افزایش مهریه سهل الوصول ­ترین شیوه­ است.
به عبارت دیگر در صورتی که طلاق از حد قابل معمول افزایش یابد، احساس نگرانی در خانواده­ ها نسبت به آینده به­ وجود می­ آید و با خود می اندیشند که در صورت وقوع طلاق گزینه های پیش رو جهت تأمین زندگی شامل ازدواج مجدد، اشتغال، سرمایه گذاری به واسطه دریافت مهریه و برگشت مجدد به خانه پدری است. از آنجا که ازدواج مجدد به دلیل فشارهای اجتماعی موجود در جامعه و اشتغال به دلیل مشکلات دیگر به ویژه برای بانوان دور از دسترس است، برخی از خانواده­ ها تنها راه ممکن را توسل به افزایش مهریه می دانند.

ـ عدم استیفای حقوق کامل زن

در این نظریه بیان می شود که زیادی مهریه محصول غیر مستقیم متروک ماندن سایر الزامات حقوقی زنان است. از جمله حق اساسی و فراموش شده ی دریافت اجرت خدمات و فعالیتهایی است که زن به طور طبیعی یا بر اساس انتظارات نهادی شده و سیرة مستمر عرف، ملزم به انجام آن شده است. اگر عرف در پرداخت اجرت خدمات خانگی تسامح نمیکرد و زن با امید به دریافت پاداش مناسب در انجام خدمات، نگرانی های خود را نسبت به آینده از بین می برد، میزان مهریه هرگز افزوده نمی شد.

ـ مهار طلاق و کنترل نوجویی های مرد

از عناوینی مانند عدم اطمینان خاطر نسبت به آینده، ترس از وقوع مسائل غیرقابل پیش بینی، کنترل هواخواهی و مهار تمایلات تنوع جویانه مرد میتوان دریافت که اعتقاد به افزایش مهریه، ریشه در ارتقای ضریب استحکام بنیان خانواده و کاهش وقوع طلاق و پیامدهای بد آن دارد. از نظر این دیدگاه، استواری خانواده در گذشته معلول تعهدات اخلاقی طرفین، قبح طلاق، شدت کنترل اجتماعی، انتظارات محدود و … بود، به همین دلیل هم مهریه و سایر الزامات حقوقی نقش چندانی نداشت؛ ولی در جامعه امروز به سبب تغییرات اجتماعی عرف برای تثبیت این کانون به مقولاتی همچون افزایش مهریه توسل جسته است. مردان مسلمان ایرانی طبق قانون و شرع می توانند بیش از یک همسر داشته باشند و گاهی ترس از مطالبه مهریه توسط زن اول باعث می شود مرد از ازدواج مجدد پرهیز کند.

برخی نیز معتقدند که حق طلاق به دست مرد موجب می شود که زن مهریه بیشتری بخواهد و با این حربه از احساس ناامنی در زندگی زناشویی بکاهد.
از نظر برخی دیگر، شیوع بی بند و باری نزد غرب­ زدگان و بی اعتنایی آنها نسبت به تعهدات زندگی زناشویی، سبب گردیده تا بعضی از خانواده های ایرانی، به انگیزه تثبیت آتیه دخترشان، مهریه­ های سنگینی پیشنهاد کنند.

تدابیر دین اسلام برای مهار طلاق

دین اسلام از طریق معرفی پیوند زناشویی به عنوان پیوندی مقدس، ترسیم حقوق و وظایف زوجین بر اساس تقسیم کار طبیعی و الزام طرفین به رعایت آن، القای تعالیم اعتقادی و اخلاقی به عنوان مهمترین پشتوانه در رعایت اقتضائات این پیوند، توصیه کافی به اعمال دقت در انتخاب همسر از جمله هم کفو بودن، توصیه های متقابل به رعایت احترام متقابل، توصیه به تشکیل محکمه خانوادگی و بهره گیری از نفوذ و اعتبار نزدیکان در هنگام بروز اختلاف، ابراز کراهت و تنفر از طلاق، بطلان طلاق درایام عادات و استفاده از این فرصت جهت تاخیر طلاق، صلاحیت طلاق دهنده از حیث بلوغ و عقل و حضور دو شاهد عادل تلاش کرده است تا مانع وقوع طلاق شود.

قراردادن ایام عده و عدم انقطاع کامل به مجرد طلاق، الزام به پرداخت مهریه مطلقه یا متاع در خور شأن، مجاز شمردن طلاق تا دو مرتبه و مجازات روانی آن به وسیله محلل در مرتبه سوم، فرصت دیگری جهت تجدید نظر در بهره گیری از حق طلاق در اختیار مرد می نهد. اسلام در عین آنکه زنان را به حقوق انسانی­ شان آشنا کرد و به آنها شخصیت و حریت و استقلال داد، هرگز آنها را به تمرد و عصیان و طغیان و بدبینی نسبت ‏به جنس مرد وادار نکرد.

ـ ارتقای منزلت اجتماعی زن

برخی از حقوقدانان اسلامی خواستگاری مرد از زن و فروتنی مرد را به رغم گردن فرازی طبیعی او، نشانه احترام به منزلت زن و استحکام خانواده می دانند و تمایل وی به پرداخت مهریه قابل توجه را نشانه ای از علاقه مندی او و تأکید بر برتری منزلت زن می دانند. به ویژه امکان دریافت مهریه زیاد برای زنانی که دارای کمالات و سایر امتیازات اجتماعی نیستند، زمینه مناسبی برای تفاخر و ارضای برخی تمایلات است. وجود این کارکرد روانی اجتماعی،محرک خوبی برای برافروختن این اشتها است.
این نظریه به مهرالمثل استناد کرده است. همانطور که در آن ویژگیهایی از قبیل سن، زیبایی، بکارت، موقعیت خانوادگی، منزلت اجتماعی، ایمان و اوصاف پسندیده معتبر هستند، در مهریه هم می تواند بسته به میزان شدت و ضعف این ویژگیها تفاوت یابد، اما میتوان گفت که میزان ثروتمندی اقتصادی مرد، نقدی یا تعهدی بودن مهریه، کمبود یا وفور ثروت در جامعه، نحوه مواجهه با این پدیده و … میزان مقبولیت این نظریه را کاهش می دهد.

ـ بالا رفتن هزینه ها و تشریفات ازدواج

افزایش مهریه، طبق برخی تحلیلها پیامد افزایش روزافزون هزینه ها و تشریفات متنوع و پرخرج ازدواج همچون تهیه جهیزیه کامل به وسیله خانواده دختر را در پی دارد. رسم نسبتاً رایج در عرف جامعه ایران این است که خانوادة دختر معمولاً تهیه برخی هزینه ها به ویژه جهاز یا دست کم اقلام ضروری را بر خود لازم می داند. شدت التزام به این سنت در برخی مناطق تاحدی است که خانواده های فقیر، صرفا به انگیزه حفظ آبرو یا رهایی از احساس شرمندگی در مقابل فرزند خود مجبور به تأمین آن شوند. این مسأله بالطبع با توجه به رویه فزاینده آن، میتواند چرخ عادی زندگی اقشار ضعیف را مختل سازد. از این رو نظام اجتماعی موجود، مهریه را به عنوان سنتی ملی- مذهبی، مستمسک مناسبی برای جبران بخشی از هزینه ها تشخیص می دهد؛ زیرا مهریه تنها مجرایی است که خانواده دختر می تواند اقتدار و کمال و عزت خود را نشان دهد.

ـ شیوع ازدواج های برون فامیلی

در نظام های اجتماعی سنتی، ازدواجها معمولاً به سبب بسته بودن نظام اجتماعی، رعایت آداب و سنن،تمایلات قومی و نژادی و … درون گروهی بوده است. همگرایی و تعلقات درون گروهی، الگوهای رایجی داشته است که همه طبق آن عمل می کردند؛ ولی تغییرات اجتماعی نظیر شهرنشینی، مهاجرت، تضعیف تعلق به آداب و سنن و تعصبات قومی و نژادی و… الگوی زناشویی را تغییر داد، به طوری که افراد به ازدواج های برون گروهی متمایل شدند.

ازدواج در عرف سنتی در درجه اول بر تعلقات عاطفی و در درجه بعد بر جنبه های کارکردی و نتایج جانبی استوار بود. مهریه نیز از پرتو تعلقات عاطفی و انتظارات قومی تعیین می شد. از سوی دیگر عواملی که امروزه در توجیه بالا بودن مهریه مورد استناد است، در عرف سنتی، وجود نداشت و به دلیل غلبه روح سازگاری،قبح طلاق، روانشناسی خاص زن و… میزان مهریه از نوسان کمتری برخوردار بود.

اما رواج ازدواج های برون فامیلی به سبب ضعف آگاهی از خواستگار، ضعف اعتماد، بیمناکی نسبت به آینده، آسیب پذیری خانواده و از میان رفتن قبح سنتی طلاق و… پیوند زناشویی و همه عناصر آن از جمله مهریه را تغییر داده است.

ـ کمال یابی زن

برخی معتقدند مهریه زیاد ناشی از دستیابی به مجموعه ای از کمالات و ویژگی های ارزشمند در تحرک اجتماعی است. رشد کمّی و کیفی تحصیلات،شکوفایی استعدادها و توانمندیها، افزایش کارایی، درگیرشدن در عرصه های مختلف اجتماعی و …، شأن و منزلت اجتماعی و اهمیت و کارایی زن را ارتقا بخشیده است. وقوع این تحول بزرگ در حیات اجتماعی زن، همه ابعاد فردی و اجتماعی را متاثر ساخت. مطابق این نظریه، افزایش مهریه نیز از جمله تبعات ارتقای موقعیت زنان است و از آنجا که زن از رهگذر این پویش تکاملی به جایگاه برتری دست یافته، در فرآیند ازدواج نیز به عنوان یکی از مهمترین مقاطع زندگی، حقوق و امتیازات ویژهای برای خود قائل است.
دستیابی به مهریه های کلان ممکن است به نوعی پرستیژ و تفاخر اجتماعی تعبیر شود که زنان و جوانان در سن ازدواج بیشتر از هر گروه دیگر در معرض آن قرار می گیرند، بیشتر از هرکس دیگر به آن ارج می ­نهند و بیشتر از هر گروه دیگر از آن تأثیر می­پذیرند.
یکی از جامعه شناسان معاصر در تحلیلی مشابه مینویسد:  در سالهای ۱۳۴۴-۱۳۴۰ در تحقیقی راجع به ازدواج و ویژگیهای آن در ایران، ملاحظه شد که میزان مهریه، شدیداً تحت تأثیر میزان تحصیلات است. همبستگی بین دو پدیده، مستقیم و هم جهت بوده؛ بدین معنا که هر قدر میزان تحصیلات افزایش می یافت، به همان نسبت به میزان مهریه نیز افزوده می شد، نتیجه آن که آموزش و تحصیلات بر مهریه موثر است.
ـ چشم هم چشمی
مهم­ترین عامل افزایش مهریه در سال­های اخیر که نویسندگان و کارشناسان بسیاری نیز بدان اشاره کرده­ اند، عامل چشم هم چشمی است. به این معنا که فرد یا خانواده او وضعیت بالای مادی اقوام یا همسایگان یا دیگران را ملاک قرار می دهد و به دست و پا می افتد که خود را هم طراز آنان قرار دهد.

این عامل در بسیاری از ارزش­ گذاری­ های ظاهری مردم ایران مشهود است. در زمان­های قدیم به دلیل اینکه مردم از لحاظ اقتصادی به دو دسته ثروتمند و طبقه فقیر تقسیم می شدند و هر کدام از این دو گروه (البته درصد طبقه ثروتمند خیلی کم بود) دارای شیوه زندگی خاصی بودند، به ­ندرت مشاهده می­ شد که طبقه فقیر در شیوه زندگی، خود را با طبقه ثروتمند مقایسه کند. از زمانی که طبقه دیگری در قالب طبقه متوسط به این دو طبقه اضافه شد مقایسه­ ها نیز در ارزش­ گذاری ها و شیوه زندگی شروع شد. طبقه متوسط فاصله زیادی با طبقه ثروتمند نداشت و لذا گاهی به خود جرأت می­ داد (گرچه به صورت تصنعی) از شیوه زندگی طبقه بالا پیروی کند و از طرفی طبقه پایین نیز که فاصله چندانی با طبقه متوسط نداشت در مواردی از سبک زندگی طبقه متوسط تقلید می­ کرد.

گسترش وسایل ارتباطی و رسانه ها در این خصوص نقش تعیین کننده ­ای داشته است. همین امر دربارة اثرپذیری روستاها از شهرها نیز صدق می­ کند. در سال­های اخیر به راحتی می­ توان شکل زندگی شهری را در برخی روستاها مشاهده کرد. ورود رسانه­ ها و نیز گسترش راه­ های ارتباطی موجب شده است تا جوانان روستایی به دلایل مختلف از جمله ادامه تحصیل و اشتغال هرچه بیشتر به شهرها رفت و آمد کرده و به طور فزاینده­ای از سبک زندگی آنها تاثیر بگیرند. این تاثیرپذیری در صورتی تشدید می­ شود که برخی از جوانان همسران خود را از شهرها انتخاب می­ کنند.
امروزه در تغییر و حرکت ارزشها نوعی مسابقه برای دسترسی به ارزشهای قشر بالا و طبقه بالای جامعه وجود دارد. قشر متوسط خود را به مقیاسهای جدید ارزشی قشر بالا می آرایند نه فقط آرزو دارند که مانند قشر بالا باشند، بلکه آنها نیز در مسابقة برتری جویی می خواهند خود را از قشر پایینتر از خود متمایز سازند.

همان طور که قشر متوسط ادای قشر بالا را در می آورد، قشر پایین نیز می کوشد تا به مقیاسهای ارزشی قشر بالاتر از خود (یعنی قشر متوسط) دست یابد سرایت پدیده های ارزشی از جانب قشر بالا به پایین و بالاخص به روستاها با گسترش وسایل ارتباطی از جمله تلویزیون و جاده بسیار سریع گردیده و موجب به هم زدن نظام اجتماعی آنجا شده است.
فرآیند تغییر ارزشها بعد از رسیدن به یک شرایط جدید در یک نقطه توقف نمی کند، بلکه به مجرد اینکه این پدیده به قشر متوسط سرایت کرد و آنها خود را به مقیاسهای ظاهری آن آراستند، قشر بالا مجدداً برای متمایز کردن خود یک موج دیگر تولید میکند. یکی از چیزهایی که مسابقه و مقایسه مردم در مورد آن کاملاً به چشم می خورد، تعیین مهریه­ های سنگین است. طبقه بالا سعی می­ کند همواره مهریه­ های خود را در سطح بالاتر از سطح طبقات پایین­تر از خودش نگه دارد تا بدین وسیله فاصله خود را از آنها حفظ کند. به­ نظر میرسد این مسابقه نقطه پایانی ندارد.
ـ تضعیف­ اعتماد اجتماعی
طبق بررسی های به­ عمل آمده در شهر تهران میزان اعتماد اجتماعی در حد قابل توجهی پایین آمده است. بدیهی است که انسان­ها در انجام معامله با افراد بیگانه یا ناشناس سعی میکنند میزان ریسکپ ذیری خود را به حداقل رسانده و برگ برنده ای در اختیار خود نگه دارند. ازدواج نیز یک نوع معاملة میان دوطرف است؛ چون شناخت کافی از همدیگر ندارند، با توسل به مهریه­ های سنگین سعی در به حداقل رساندن خطرات احتمالی دارند.
ـ واکنش به بی­ توجهی تاریخی
بررسی ها نشان می­ دهد که میزان مهریه با متغیرهای سواد و شغل و پایگاه اجتماعی نیز در ارتباط است. «هر چه میزان سواد زنان بیشتر باشد، میزان مهریه بالاتر می رود. کسانی که دارای تحصیلات عالی تر و صاحب مشاغل عالی تر و فنی و حرفه ای و اداری باشند، مهریه زیادتری دارند.»
لازم به ذکر می باشد که افزایش مهریه قشر تحصیل کرده یا طبقه بالای جامعه از دیدگاه مبادله تبیین شده است.

مقدار مهریه در عین آنکه باید مانع طلاق شود یا طلاق را برای مرد مشکل کند, متناسب با موقعیت اجتماعی- اقتصادی زن هم هست و چون ازدواج، مبادله ارزشهای مساوی است و به همسان گزینی گرایش دارد، مهریه زنان در طبقات و اقشار مختلف اجتماعی متفاوت است، اما معمولاً نقش مشکل کردن طلاق را در همه جا ایفا میکند. بر اساس مبادلهای بودن روابط, مهریه سنگین, جهیزیه سنگین می طلبد و چون مقدار جهیزیه تقریباً با مقدار نقدینه نسبت ثابتی دارد و چون مقدار مهریه و نقدینه که مرد می پردازد یا تقبل می کند, با موقعیت اجتماعی زن و شوهر یا به تعبیر بهتر عروس و داماد ارتباط متناظر دارند, هماهنگی بین این سمبل با سمبل­ های دیگری که حاکی از وضعیت اجتماعی- اقتصادی عروس و داماد است, ضروری می نماید.

 

تماس با 09153104004